"اي ساربان" را سعدي، شاعر تواناي فارسي، سروده است. سعدي در اين شعر به ظرافت تابلويي را تصوير مي كند كه در آن معشوقش همراه كارواني در حال رفتن است و در اين حين عاشق چنان زار و پريشان است كه گويي جان از بدنش در حال رفتن است. با اينكه يار او بر عهدش وفادار نبوده و بر او بسيار بيداد كرده است اما همچنان در دلش جاي دارد و در رفتنش مي خواهد زمين و زمان را بر هم بدوزد. اين چنين عاشق درمانده است و حتي حاضر است آنقدر بگريد كه زمين گل شود و كاروان از رفتن باز ماند.
اين شعر را تا كنون 18 نفر در دستگاه ها و سبك هاي مختلف خوانده اند. از اين بين اما سه اجرايي را كه كيفيت بهتري داشته اند آورده ام.

ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می‌رود                    وآن دل که با خود داشتم با دلستانم می‌رود

من مانده‌ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او                 گویی که نیشی دور از او در استخوانم می‌رود

گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون              پنهان نمی‌ماند که خون بر آستانم می‌رود

محمل بدار ای ساروان تندی مکن با کاروان                  کز عشق آن سرو روان گویی روانم می‌رود

او می‌رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان             دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می‌رود

برگشت یار سرکشم بگذاشت عیش ناخوشم             چون مجمری پرآتشم کز سر دخانم می‌رود

با آن همه بیداد او وین عهد بی‌بنیاد او                         در سینه دارم یاد او یا بر زبانم می‌رود

بازآی و بر چشمم نشین ای دلستان نازنین                  کآشوب و فریاد از زمین بر آسمانم می‌رود

شب تا سحر می‌نغنوم و اندرز کس می‌نشنوم              وین ره نه قاصد می‌روم کز کف عنانم می‌رود

گفتم بگریم تا ابل چون خر فروماند به گل                       وین نیز نتوانم که دل با کاروانم می‌رود

صبر از وصال یار من برگشتن از دلدار من                        گر چه نباشد کار من هم کار از آنم می‌رود

در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن می‌رود          من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم

سعدی فغان از دست ما لایق نبود ای بی‌وفا                  طاقت نمیارم جفا کار از فغانم می‌رود


دانلود ترانه "اي ساربان"

----------------------------

با صداي استاد شجريان

با صداي شهرام ناظري

با صداي مختاباد

منبع ترانه ها: الوند موزيك